تبليغاتX
خوشگلا

خوشگلا

دیگه دیگه

مرد و زن جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند .

 

آن ها عاشقانه ... يكديگر را دوست داشتند

زن جوان : يواش برو من مي ترسم


مرد جوان : نه اين جوري خيلي بهتره


زن جوان : خواهش ميكنم من خيلي مي ترسم


مرد جوان : خوب ، اما اول بايد بگويي كه
دوست دارم


زن جوان :
دوست دارم ، حالا ميشه يواشتر بروني

مرد جوان : م
نو محكم بگير

زن جوان : خوب ، حالا مي شه يواش بري

مرد جوان : به شرط اين كه كلاه كاسكت

 

مرا برداري و روي سر خودت بگزاري ، آخه

 

نمي تونم راحت برونم اذيت مي كنه

روز بعد واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود برخورد

 

موتور سيكلت با ساختمان حادثه آفريد .

 

در اين سانحه كه به دليل بريدن ترمز موتور سيكلت

 

رخ داد يكي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت

مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود .

 

پس بدون اينكه زن جوان را مطلع كند با

 

ترفندي كلاه كاسكت خود را بر سر او گذاشت و

 

خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را

 

از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند

  

براي اثبات عشقم

 

قلب خود را از جا بيرون كشيدم

 

و در دستان تو نهادم

 

تو با نگاهي

 

اخم در چشمانت آوردي و گفتي

 

اين چرا قرمز است

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 14:9  توسط امید  | 

چگونه لج دخترها را در بياوريم ?- تو خيابون خيلي با احترام از يه دختر آدرس بپرسيد بعد از جواب دادن جلوي چشماش از يکي ديگه بپرسيد ?- پشت چراغ قرمز راننده جلويي اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذاريد رو بوق ?- توي اتوبان جلوي ماشين يه دختر خانوم با سرعت 50 کيلومتر حرکت کنيد ?- توي جمع دختراي فاميل وقتي همشون دارن يه سريال مي ببينن هي کانال تلويزيون رو عوض کنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:35  توسط امید  | 

یادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی

۱ـاتوبوس

۲ـمترو

۳ـدختر

حالا چرا؟

چون هر کدومشون برن ۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:32  توسط امید  | 

نام : عاشق
نام خانوادگی : تنها
نام مادر : فرشته غم
نام پدر : کوه رنج
محل تولد: محراب غم
شماره شناسنامه: بی مفهوم
صادره از : شهر عشق - کوچه بدبختی

- پلاک نیستی - طبقه فلاکت
جرم : عاشقی

محکومیت : زندگی کردن
تاریخ تولد : زمانی که با او آشنا شدم
تاریخ وفات : زمانی که از او جدا شدم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 17:42  توسط امید  | 

اس ام اس

خرس ها با یک ظرف عسل خر می شن . اسب با چند حبه قند . طوطی با تخمه . سگ با استخوان . راستی تو هنوز موز دوست داری

_________________
الهی تو خورشید بشی و من زمین تا سالی یک بار من دور تو بگردم و سالی 365 روز تو دور من بگردی

_________________
چیه فکر کردی یک 1 اس ام اس جدیده ؟ یا فکر کردی کارت دارم ؟ نه بابا فقط می خواستم بگم دوستت دارم

_________________
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

_________________
دو تا ادم برفی در دو طرف رودخانه ای با دیدن هم عاشق هم می شن . اونا از عشق هم اب شدن تا شاید تو اب رودخانه بهم برسن

_________________
انان که خاک را به نظر کیمیا کنن .... باشد که گوشه چشمی به ما کنن

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 10:22  توسط امید  | 

 

یارو دم دما مرگش بوده داشته میمرده به زنش میگه می خوام یک

قولی به من بدی زنشمیگه بگو باشه یارو میگه به من قول بده بعد

از مرگ من با این عباس اقا همسایه ازدواج نکنی زنش میگه :مطمئن

باش صدرصد یارو تعجب می کنه میگه چطوری زنش میگه اخه به یک نفر

دیگه قولشو دادم

یارو ميخواست عميق فکر کنه غرق ميشه

دوست قوچعلی بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟

میگه: آخه آهنگای قشنگ اش رو علامت زدم

از یه لره می‌پرسند: كدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست

داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال

پخش می‌كنند

قوچعلی میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو

میکرده قوچعلی میگه خفه شو اول مو بعد تو

یه اسبه زنگ میزنه سیرک میگه می خوام استخدام بشم صاحب

سیرک بهش میگه مهارت داری مثل شیر میتونی از وسط اتیش

بپری؟؟ اسبه میگه خاک تو سرت من که با تو دارم

صحبت میکنم """"

قوچعلی چاق میره رو ترازو برای اینکه ضایع نشه شکمشو میده تو

دو زندوني معتاد به طرف هم هسته خرما پرت


مي کردن، از زندوني ديگه مي پرسن؟ چه خبر؟


مي گه: جنگ هشته ايشت.

یارو ميره مكه. وقتي برميگرده رفقاش ميپرسن:

تعريف كن چجوريا بود؟ یارو ميگه:باز خدا نبود،

ملت همه تو حياط ولو بودن

يه روز يه نفر سواره اتوبوس ميشه. تو اتوبوس

عاشق يه دختره ميشه.وقتي از اتوبوس پياده ميشه,

شماره پلاك اتوبوس را يادداشت ميكند

یک دیوانه با خودكار مي ره حموم مي پرسن چرا ؟؟
مي گه هر جا رو كه ميشورم علامت ميزنم

ترکه می ره کلانتری می گه قربان زنم گم شده !

افسره می گه : مشخصاتش رو بگو . ترکه می گه:

یعنی چی؟ افسره می گه: مثلا من زنم 60 کیلو

قد بلند موهاش طلایی .ترکه می گه: زن من رو

ولش بریم زن تو رو پیدا کنیم!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 17:47  توسط امید  | 

ج

غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت

يه روز يه غضنفر تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره

به یارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت

از يه بسيجيه مي پرسن : دو خط موازي چيه ؟ ميگه : دو خط موازي دو خطي هستند که هيچ گاه بهم نميرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبري!

قزويني ها به توالت ميگن زورخونه

غضنفر داشت دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم .

دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .

غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود.

غضنفر مي‌ميره، مي‌برنش بهشت. دو سه روز مي‌گذره، ‌يك روز ميان ازش مي‌پرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط كمي هوا سرده! مي‌برنش دم مرز جهنم كه يخرده گرماي جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان مي‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟

ميگه: والله همه‌چي خوبه، ولي هنوز يه ذره سوز مياد! ميگن بابا تو اصلا" لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، مي‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يه ذره سوز مياد! شاكي مي‌شند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز مي‌گذره‌ ، ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز مي‌كنند، غضنفر داد ميزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ يخ كرديم

غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم.

به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش

گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت

غضنفر عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!

يه چوب كبريته سرش رو مي خوارونه آتيش مي گيره

قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...

شاکی: بله.عین حقیقته.

قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟

رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی.

اصفهونیه و رشتیه و ترکه با هم یه جا کار میکردن .یک روز ساعت ناهار اصفهونیه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه قورمه سبزیه.میگه اگه فردام قورمه سبزی باشه من خودمو از این برج پرت میکنم پایین.رشتیه غذاشو باز میکنه میبینه کله ماهیه .اونم همینو میگه.ترکه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه کوفتست .حالش بهم میخوره میگه منم اگه فردا باز تو این ظرف کوفته بود خودمو از این برج میندازم پایین.فردا هر سه نفر میان سر کار و در غذا ها رو باز میکنن و از قضا هر سه تکراری بوده و اینام خودشونو میندازن پایین.خلاصه پلیس میاد و اخر سر زن هاشونو مقصر میدونه.زن اصفهونیه میگه: من نمیدونستم .تو خونه هر وقت قورمه سبزی درست میکردیم این میخورد.زن رشتیه میگه:اووو! تو رشت همه کله ماهی میخورن من روحمم خبر نداشت این دوست نداره.زن ترکه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونه مادرم بودم ، این خودش وخودش غذا درست میکرد.

غضنفر یه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه!

پسر ميگه: ببخشيد اسم شما چيه ؟

دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثريا س وبعد از پسر اسمش را مي پرسد

پسر ميگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه

به بگور برره ميگن يه شعراز خودت در وكن ميگه:

ديشب در ماه روي تو را ديده بيدم انگار كه ، فضانوردها در ماه ريده بيدند. خوب بيد

غضنفر مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست

یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه: ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟

یارو کفترشو گم میکنه تو روزنامه اگهی میده بیوه بیوه.......

به یارو میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه ای بابا.کی میاد زنش رو بده به ما؟

غضنفر حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره.

غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟

میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي.

چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار

به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟

میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی.

به یه ترکه می گن چرا قرصاتو سر وقت نمی خوری؟میگه:آخه می خوام میکروبا رو غافلگیر کنم!

یه دختر مسیحی میره پیش کشیش.میگه:ببخشید من هر دفه از جلوی آینه رد می شم به خودم می گم من چقدر خوشگلم.من گناه می کنم؟کشیشه میگه:نه دخترم شما گناه نمیکنی اشتباه می کنی!

به ترکه می گن 3 تا مار نام ببر؟ می گه: مار کبری . مار زنگی. مارمولک

ترکه می ره جلو اینه چشاشو می بنده می گن این چه کاریه؟ می گه می خوام ببینم وقتی می خوابم چه شکلیم

مادر: پسرم من دارم می رم بیرون یه وقت به کبریت دست نزنی ها. پسر: نه مامان جون من خودم فندک دارم

ترکه به ننش میگه...ننه اگه تو به دنیا نمی یومدی...من بی ننه میشدمااا

زن رشتیه میره خط مقدم بر می گرده می پرسن چه کار مفیدی انجام دادی . دستاشو می گذاره رو شکمش می گه یه بچه عراقی اسیر کردم

مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده ، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن !

تركه به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! تركه ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم !

به اصفهانیه میگن شیرین تر از عسل چی خوردی؟میگه ترشی مجانی

طرز تهیه ی زن

۱- مقداری اکسید اسکناس ۲- نیترات اتومبیل لوکس ۳- دو کیلو طلای ۲۴ عیار ۴- کلرید التماس پس از ترکیب مواد فوق گاز عشوه و سولفور ناز تولید می شود . در این هنگام کاتالیزور چرب زبانی را اضافه کنید.

از ترکه میپرسن در جمله ترکی در کنکور قبول شد از چه فعلی استفاده شده ؟ میگه: از ماضی بعید !

میدونی قشنگ ترین گله دنیا چه شکلیه؟ نمیدونی؟ پس برو خودت رو یه نیگا تو اینه بکن!!!

یه روز میام دنبالت و دست میگیرم میبرمت یه جایی که دست هیچکس بهت نرسه!قربونت ازراعیل!

قزوینی با ماشینی تصادف کرد و وقتی از ماشین پیاده شد شروع به

وارسی پشت ماشین کرد. از او پرسیدند: بابا تو از جلو به یه ماشین

زدی آنوقت پشت ماشینو وارسی می کنی؟ قزوینی گفت: آخه میگن

وقتی پیکان تصادف میکنه 100000 تومان از کونش می افته!!!

قوچعلی ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه

دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ قوچعلی می گه

نه همون قوچعلی صدام کنی بهتره!!

چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 12:7  توسط امید  | 

عاشقت شدم 

بدون اينكه بذاري سوار قايقت شدم

يادت مياد وقتي بهت گفتم چقدر دوست دارم

گفتي ببين من فرصت اين قصه ها رو ندارم

يادت مياد كه پرسيدم برام تبسم ميكني

جواب دادي معلومه نه چون خودتو گم مي كني

يادت مياد گفتم يه روز مجنون مثل فرشته بود

گفتي رها كن قصه رو اينا مال گذشته بود

يادت مياد تو رفتي و به ارزو هات رسيدي

به سادگي روي روياهام يه خط قرمز كشيدي

اگر چه يادت نمياد اما مي خوام دعا كنم

برنميگردي ولي من بازم مي خوام صدات كنم.

عجب روزگاری وقتی میفهمه دوستش داری  یه لبخندم ازت دریغ میکنه.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 11:21  توسط امید  |